نفتکش سوخت که سوخت! سرِ دیپلماسی توییتری سلامت - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 16:30
چند تا پیشنهاد دارم. به دردتون نخورد یه نفتکش تک نفره بدید من برم سواحل گوام سر به نیست بشم. اول اینکه یه چند وجب جا تو الهیه تهران هست جدیدا مردم درخواست دادن تخریب بشه به جاش باشگاه بزنن. خیلی خوبه که مردم روز به روز دارن فهمیده تر میشن. فهمیدن که ساختمون اداره ی مدیریت بحران کشور دیگه به درد نمیخ...
ولش کن خودش جا میفته. عین خورشت آلو اسفناج!! - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 16:30
یکی از روشهای مدیریت جامعه که اخیرا از افاضات مدیران در گفتگوهای زنده فهمیدم اینه که مشکلات یک منطقه رو به حال خودش ول کنی تا خودش جا بیفته. دقیقا عین خورشت آلو اسفناج. این روحیه ی نیک در برخی مسئولین ما به دوران کودکیشون برمیگرده. غلط نکنم قوت غالب این حضرات خورشت بوده. وقتی میپرسیدن غذا کی آماده م...
نخبه ی علمی را بیشتر میشناسی یا رنگ شلوارک رونالدو؟ - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 16:30
برید سر کوچه اسم یه نخبه ی ورزشی یا علمی یا هنری رو بگید و ببینید چند نفر میشناسنش. حالا برید و از همونا بپرسید دیشب کریس رونالدو کدوم شلوارکشو پوشیده. سریع بت میگه اونی که تو مراسم جشنواره رنگ پوشیده بود. همون که تو کشو سومی از راست اتاق خوابشه. ادامه مطلب
انتقاد و اعتراض به سبک ریختن قیمه در ماست!!! - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 7:48
از همون روزی که قیمه هارو ریختم تو ماستا و چَک حسابی خوردم، فهمیدم انتقاد و اعتراض شیوه اش این نیست. از همون روزی که به جای انتقاد صحیح از معلم، پونز گذاشتم روی صندلیش بازم اینو فهمیدم. ولی این چند روزه هم اسامی زیادی از شهرهای کشور یاد گرفتم. هم شیوه های جدیدی از انتقاد. از این به بعد اگه رفتم بانک...
در دوران نقاهت پسا اغتشاشاتی هستن - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 7:48
در دوران نقاهت پسااغتشاشاتی هستن انگار چشمهای ورغلمبیده و مبارک حضرات ضد ایرانیِ خارج نشین به مملکت ما دو جور نگاه میکنه. یه سریاشون تا میگی ایران، مژه هاشون تاب میخوره. میگن ای بابا ولمون کن دنبال دردسر نیستیم. اینا سعی میکنن حتی کلمه ی ایران را هم نشنون. و الا مجبور میشن پول بدن تُف بخرن که تاب مژ...
داستان کوتاه: چشمی به گِل نشست - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 19:43
صدای پارو زدن گوشهایم را پر کرده بود. بوی دریاچه هم دماغم را. در دامن مادرم نشسته بودم و آرام آرام با دستان لطیفش موهایم را نوازش میکرد. تکان های قایق مرا به قعر آغوش مادرم میبرد و بر میگرداند. نمی دانم دریا چیست. اما همین که قایق را تکان می داد تا من بدون اینکه بخواهم در آغوش مادر غرق می شدم برایم ...
داستان کوتاه: نگاه ابدی - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 19:43
خون ها را از روی چشمش پاک کرد تا بتواند جلویش را ببیند. اما غبار و دود اجازه نمیداد تصویر روشنی را ببیند. گوش هایش سوت میکشید. از بس که اطرافش موشک و بمب منفجر شده بود. دو دستش را روی زانوهایش گذاشت و نفسی تازه کرد. سرش را بالا آورد و قدری مردمک چشمهایش را تنگ کرد. از دور تصویر تاری از یک اتاق مخروب...
خفه گی فیلمی برای عموم نیست!!! - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 19:43
از وسط های فیلم خیلی ها از سالن سینما رفتند. و این مشکل اول فیلم بود. علیرغم نگاه جیرانی نسبت به جذب تجارت گونه ی مخاطب، این فیلم هیچ رنگ و بویی از این موضوع ندارد. شاید فقط صحنه ی جیغ زدن بیمار (پردیس احمدیه) روی تخت بیمارستان بتواند مخاطب را کمی جذب کند. کسل کننده و ملول بودن فیلم تا حدی است که از...
داستان کوتاه: به من گفت پسرم - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 19:43
زنگ خورد. طبق معمول با فحش های ناظم به صف شدیم. ولی فحش های امروز آبدار نبودند. به همان خاک بر سر و بیشعور ختم شد. به صف شدیم. مدیر با اخم خاصی آمد. کفشها واکس زده، بوی ادکلن صف اول را خفه کرده بود. انگار خبری بود. بچه ها می گفتن مدیر هر وقت ادکلن میزنه خانم ریاحی میاد مدرسه. معلم کلاس دوم مدرسه ی م...
داستان کوتاه: من و یک چوپان افغانی - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:00
ستاره ی صبح هم کم کم داشت ناپدید می شد و صبح کمی از زود بودنش می گذشت. به سختی از شیب تند کوه خودم را بالا کشیدم. هس هس کنان خودم را به چوپان رساندم و با او احوالپرسی کردم. نگاهش که به چشمانم گره خورد با بی میلی جوابم را داد و گفت بفرما بشین. کنارش نشستم. بوی آتش و چایی کنارش مدهوشم کرد. اما او با م...
داستان کوتاه: ژیگولات - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:00
طبق معمول همیشه آخرین فیس فیس های ادکلنم را هم زدم و از اتاق بیرون آمدم که ناگهان موجی از غر ولندها از سمت مادرم شروع شد. فقط گوش میدادم و لقمه های صبحانه را یکی یکی می چپاندم داخل دهانم و یک هورت چایی پشت سرش.-" تو آخر منو دق میدی. آخه اینم شد ریخت و قیافه؟ ببین جوونای مردم دکتر میشن. مهندس میشن او...
داستان کوتاه: قلبهای برفی - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:00
نگاه ها به مادری خیره بود که وسط میدان روستا داد و فریاد می کرد. در غم گم شدن فرزندش، گاهی به صورتش سیلی می زد و گاهی به سینه. برف هم می بارد. سردی شیون های این زن و گونه های سرخ او، بار غم و سرما را دو چندان نشان می داد. زن ها و مردها دست روی دست گذاشته اند و به جیغ های این زن گوش می دادند. صیر جیغ...
دیوونه!!! اونم یه آدمه مثل تو - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:54
واقعا باید یک مریضی به مریضی های جامعه ی ما اضافه کرد. اونم فقط جامعه ی ما. مریضی خارجی ندیدگی از جمله مریضی هایی است که من فکر میکردم در بین اقشار عمومی بیشتر دیده شود.اما بعد از سلفی جنجالی و سلفی حقارت جمعی از نمایندگان مجلس فهمیدم که این بیماریِ واگیردار به همه سرایت پیدا کرده است. واقعا برای من...
امان از عشق های دونکیشوتی!!! - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:54
امان از عشقهای دون کیشوتی. از آن دست عشق ها که محبوب و معشوق را دیوانه بخواهی. یا خودت را دیوانه بدانی. این هم نوعی عشق است. نوعی از عشق که در آن محبوب را مجبور به خواسته هایت کنی. این عشق اصلا زیبا نیست. این عشق مالکیت است. تصاحب است. نه عاشق و نه معشوق، هیچ کدام لذتی از این عشق نخواهند برد. عشقی ز...
سینمای تاجر مسلک - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:54
چرا بسیاری از فیلم های ما با مردم نمیتونن ارتباط برقرار کنن؟ حرف آخر را اول میزنم. چون خیلی رویایی و دور از ذهن ساخته میشن. یعنی خلاف قانون خلقت. در قانون این دنیا ما به همه ی آرزوهامون نمیرسیم. و این دروغه که فیلمی یا داستانی و یا قصه ای نوشته بشه که در اون همه ی آدما به همه ی آرزوهاشون برسن. و همه...
الو، آقای رئیس جمهور؟ (قسمت یازدهم: یا فقط من باشم یا هیچکس) - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 11:01
رقابت های انتخاباتی برخی افراد و نامزدها حکایت بازی های کودکانه ی کودکان است. اگر یادمان باشد گاهی اوقات اگر جمعی از کودکان ما را به بازی خود راه نمی دادند از حسادت سعی می کردیم بازی آن ها را نیز خراب کنیم تا آن ها هم نتوانند بازی کنند. در شرایط فعلی هم, رییس جمهور فعلی آقای حسن روحانی تاکتیک هایی
الو، آقای رئیس جمهور؟ (قسمت دوازدهم: رسانه ها دلقکی نشوند لطفا) - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 2:21
موضع گیری های رسانه ی ملی در بسیاری از موارد منفعلانه بوده است. بارها دیده شده است که رسانه ملی بعد از مطرح شدن یک موضوع سعی کرده است به آن بپردازد. اما به دلیل این که آن موضوع در اذهان مردم جای خود را باز کرده است دیگر رسانه ی ملی قادر به تغییر جهت آن نبوده است. از جمله ی این اتفاقات می توان به ش
نهنگ عنبر دو، شکست دوم یک کارگردان - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 2:21
صحبت از نهنگ عنبر 2 می تواند صحبت از فیلم فارسی های دهه ی 40 و 50 ایران باشد. چون با دیدن این فیلم به راحتی می توانیم به یک عقب افتادگی 40 ساله در سینمای ایران پی ببریم. یعنی دقیقا همان سکانس ها, همان برداشت ها, همان سناریوها, همان فیلم نامه ها در این فیلم وجود دارد. البته نه تنها این فیلم, بلکه خیل
دیروز شهاب حسینی، دیروز الهام چرخنده و امروز تتلو - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 2:21
گفت می خوام چادر بپوشم. گفت دیگر یادی از زندگی گذشته ام نمی کنم. چوابش چه شد؟ سوختن ماشینش. فحش و بد و بیراه به فرزندانش، کتک زدن مادرش و... شاید بگید کی؟ زیاد دور نیست. همین چند سال پیش بود که الهام چرخنده در زندگیش چرخشی صورت داد و از همه ی سیاهی های گذشته اش رو برگردوند. اومد که با دین باشه. با
الو، آقای رئیس جمهور؟ (قسمت یازدهم: یا فقط من باشم یا هیچ کس) - تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 19:37
رقابت های انتخاباتی برخی افراد و نامزدها حکایت بازی های کودکانه ی کودکان است. اگر یادمان باشد گاهی اوقات اگر جمعی از کودکان ما را به بازی خود راه نمی دادند از حسادت سعی می کردیم بازی آن ها را نیز خراب کنیم تا آن ها هم نتوانند بازی کنند. در شرایط فعل